أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني

73

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )

است رسول خداى صلّى اللّه عليه و آله و سلّم جمعه را حجّ درويشان نهاده است : الجمعة حجّ المساكين ، چون قصد مسجد جامع كنند و نماز آدينه بگزارند « 1 » ايشان را ثواب حجّ نويسند . جابر انصارى روايت كرد كه : هر كه او سه نماز آدينه رها كند بىضرورتى خداى تعالى مهر بر دل وى نهد و خذلان كند وى را . و هم او روايت كرد كه : رسول ( ص ) يك روز از روزهاى آدينه بر منبر رفت گفت : بدانيد كه خداى تعالى نماز آدينه بر شما واجب كرد فريضهء مكتوب درين سال درين ماه درين روز درين ساعت درين مقام ؛ هر كه رها كند در حيات من و از پس وفات من با امام عادل - فلا جمع اللّه شمله - خداى تعالى پراكندگى وى جمع مكناد و برو بركت مكناد و او را حجّ مقبول نباشد و روزه مقبول نباشد و هر گه توبه كند خداى تعالى توبهء وى نپذيرد . عمران بن حصين روايت كرد كه : هر كه او غسل آدينه بكند گناهان وى را مكفّر كنند آنگه كه راه مسجد جامع برگيرد ، و بهر گامى كه برود بيست ساله عمل بنويسند او را ، و چون از نماز آدينه فارغ شود جواز دهند او را به دويست ساله عمل . انس مالك روايت كرد كه رسول ( ص ) گفت : شب معراج كه مرا به آسمان بردند در زير عرش هفتاد شهرستان ديدم هر يكى هم چند « 2 » دنيا پر از فرشتگان ؛ خداى تعالى را تسبيح و تهليل ميكردند و در تسبيح ميگفتند : بار خدايا بيامرز آنان را كه به نماز آدينه حاضر آيند ، بار خدايا بيامرز آنان را كه غسل آدينه كنند . امّا از فضل روز آدينه آنست كه رسول خداى گفت : بهترين روزى كه آفتاب در وى بر آيد روز آدينه است ، خداى تعالى آدم را روز آدينه آفريد ، و روز آدينه به زمين فرستاد ، و روز آدينه وفات كرد ، و روز آدينه قيامت باشد ، و هيچ جانور نباشد درين روز الّا كه خداى تعالى را تسبيح كند ؛ از آنگه كه آفتاب بر آيد تا آنگه كه آفتاب فرو شود از ترس قيامت مگر جنّ و انس ، و درو ساعتى است كه هر كه را در آن ساعت اتّفاق دعا افتد مستجاب گردد ؛ و آن ساعت بيك روايت آن وقت است كه امام

--> ( 1 ) - در غالب نسخ : « بگذارند » ( بذال معجمه ) . ( 2 ) - « چند » در اينجا بمعنى مطلق قدر و اندازه است چنان كه در سابق بتفصيل گفته‌ايم ( جلد اوّل ؛ ص 47 و جلد دوّم ص 121 ) .